جهش از ناوبری

کوتاه و بلند بوده اند

دستان و ایمانم به تو

من فقط به اندازه ی یک اثر انگشت

بر صفحه ی تار ِ سند ِ مرگت

برایت بوده ام

کاش نام تو

ای پدر

ای بزرگوار

پیش از این

بیش از این

بر زبانم

خروشان میشد

علی بلیغی

 

3 دیدگاه

  1. چی بگه آدم!
    خود شعر قشنگ بود!

  2. و چه بگویم از این اشک
    که مجال دیدن را از من گرفت
    وقتی در تلاطم نگاهم می رفتی

  3. شعر خوبی بود ، دردناک ، غم انگیز و دلنشین
    پدر ، مرحوم از رحمت الهی نبود ، سزاوار آن بود ، و شعرت هر چند کوتاه هر چند کوچک اما سزای بر ایمان اوست ،
    یادش گرامی


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.