جهش از ناوبری

برای فاطمه حقوردیان عزیز:

 

پرنده ی می پرد

مردی سیگارش را روشن می کند

زنی در جوار سبزی ها جوان میشود

و اتومبیل ها

به آرزوی رهایی

با حنجره ی بوقی خود

شیون می کنند

و

من

بغزم می ترکد

و می گویم دیگر در این چهار راه

خواهم مرد

علی بلیغی

3 دیدگاه

  1. مرسی علی جان
    دوستت دارم

  2. از کابوس رفتنت
    هوشیارم کن
    در بیداری

    حس مرا
    نفهم
    درد دارد
    تنها چراغ را خاموش کن
    و برو

    این، لای باقیِ نوشته ها حرام شد !
    پستِ خیلی گوارایی بود
    ممنون

  3. سر به هوا بازی در آوردم کمی
    یک قطعه از آن پست
    یک قطعه از آن یکی پست
    به هم چسبانده خواندم و
    کامنتش را اینجا دادم

    بلاگ طوری است که انگار تمام پست ها یک پست اند !


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.